اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني
خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني
اجازه هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت
با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني
طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو
با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو
اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني
خيال کنم دل منو با رفتنت نمي شکني
اجازه هست خيال کنم بازم مي آي مي بينمت
با اون چشماي مهربون دوباره چشمک مي زني
طپش طپش با چشمکت غزل بگم براي تو
با اتکا به عشق تو تو زندگي برم جلو
منو تا سلول انفرادی دلت ببر
قول و زنجیر بزن به دست و پام
واسه جرم محرض عاشق شدن
بخششی به جزء تبسم نمیخوام
جیره ام جرعه ای از نگاه توست
شمع زندونم روی مثل ماه توست
من و زندونی کن حبس ابد
زندونی عاشق بی گناه توست
کی میگه زندون بده
وقتی زندونی خودش عاشق حبس ابده
وقتی زندونی نخواد که تن به آزادی بده
| ||
به زیبایی معصومیت غریبانه ات در انتظار اشکهای تو همیشه مخفیانه ریخته می شود
خنده های من اشکارا سروده می شود
شاید معنی زندگی را دیر فهمیده ای و می گریی و من بیرحمی آن را زود فهمیده ام و می خندم
راز خنده های من به درد هایم است درد های من گناه گریه های توست...![]()