تبليغاتX
شفق عشق -
شفق عشق

گردوباره متولد میشدم هرگزباواژه ای به نام عشق آشنانمیشدم

































 

 

هرشب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی

دوباره گریه م میگیره انگار تو آغوش منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه

با این که نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

یاد تو میشه تکرارلحظه ی بی تو بودنم

ببین که عاقبت چی شد قصه با تو بودنم

رفتی و شکستنم نشونی هست از نبودنت

دستای نامردم شهر چرا از من ربودنت؟

دیگه فقط آرزومه لحظه ای، با توبودنم

این و بدون که همیشه تنها ترین تنها منم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 21:11 توسط mahak| |